شنبه20مهر92 (آخر هفته ای آرام)
سلام گل من. بازم میگم:دوستت دارم و عاشقتم.آخر هفته پیش به آرامی گذشت. شب جمعه مامان جون اینا مهمونی داشتند که عروس های دایی بابا رضا رو پا گشا کردند. اول قرار بود ما هم بریم ولی به دلیل آبله مرغون گرفتن فرهام و اینکه اون هم کل هفته اونجاست و به دلایل پزشکی بابا رضا نرفتیم. قرار بود دسر با من باشه. با تمام شیطنتی که به خرج دادی دو تا دسر درست کردم. یکی دسر ژله مخلوط و اون یکی دسر ماست و آناناس. من که دومی رو خیلی دوست دارم. امیدوارم مهمون ها هم خوششون اومده باشه.٥شنبه ای بابا رضا برد خونه شون تحویل داد...





