آویسا گلمآویسا گلم، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 8 روز سن داره
علی جونمعلی جونم، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 20 روز سن داره

گلکانم، آویسا و علی

شنبه20مهر92 (آخر هفته ای آرام)

                       سلام گل من. بازم میگم:دوستت دارم و عاشقتم.آخر هفته پیش به آرامی گذشت. شب جمعه مامان جون اینا مهمونی داشتند که عروس های دایی بابا رضا رو پا گشا کردند. اول قرار بود ما هم بریم ولی به دلیل آبله مرغون گرفتن فرهام و اینکه اون هم کل هفته اونجاست و به دلایل پزشکی بابا رضا نرفتیم. قرار بود دسر با من باشه. با تمام شیطنتی که به خرج دادی دو تا دسر درست کردم. یکی دسر ژله مخلوط و اون یکی دسر ماست و آناناس. من که دومی رو خیلی دوست دارم. امیدوارم مهمون ها هم خوششون اومده باشه.٥شنبه ای بابا رضا برد خونه شون تحویل داد...
20 مهر 1392

دوشنبه15مهر92

                          سلام عسلکم. دلم برات یه ذره شده. این روزا دلم خیلی برات تنگ میشه. دلم میخواد وبت رو بروز کنم ولی وقت نمیشه. دیشب موقع خواب تلویزیون رو خاموش کردیم تا بخوابیم. آویسا خانوم هم اصرار که سی دی رنگین کمان ببینم. با قیافه ای ناراحت و مظلوم رفت سمت باباش و گفت:بابایی!نمیزاری رنگین کمان ببینم. باباش گفت:موقع خوابه. در حالی که قیافه ش رو مظلوم تر کرده بود گفت:یعنی از شرکت ترانه (اسپانسر سی دی رنگین کمان)هم نمیزاری  ببینم؟؟!! ما رو بگو در مواقعی که حوصله ندارم و خسته م مثل ...
15 مهر 1392
1